وسط برنامه ای که نگاه می کردیم تبلیغات نیوآ میاد که یک خانمی که روی پوستش لکه های پی سی هست یک کرم مرطوب کننده نیوآ میزنه به بدنش . چند تا تبلیغ بعدی یک خانم نسبتا چاق رو نشون میده که لباس کاملا چسبی پوشیده . مربی رقصه و داره اسکیت می کنه . حس سخنرانی میگیرم و یک نطق میرم درباره ی اینکه چقد خوبه که اینجا سعی میکنن روی این کلیشه ها نباشن که زن های خوش اندام باید لاغر باشن یا اینکه مشکلات پوستی زن ها کاملا طبیعیه و نباید مخفی بشه یا از داشتنش شرم داشته باشن .
ادامه ی برنامه ی voice of Germany رو میگذاره . پسر جوان خوش قیافه ای با یک گیتار میاد روی سن . صداش بد نیست . همراهان پسر رو در پشت صحنه نشون میده . یک خانم قد بلند با یک کت نارنجی ، یک دختر نسبتا چاق ساده با عینک و یک دختر جوان دیگه با دو تا پسر که تشویقش میکنند . دو نفر از داورها بهش رای میدن . sarah Connor هم جز داورهاست . پسر برای مرحله ی بعد رای کافی میاره . خوشحال و خندان میره پشت صحنه و دختر نسبتا چاق رو بغل میکنه و لب هاشو میبوسه .
بعد واکنش همسر من :
- ای وای من ! دوست دخترش اینه ؟!
من با شعله های خشم در اطرافم : من همین الان یک ساعته دارم از شکسته شدن این کلیشه ها صحبت میکنم بعد این چه حرفیه تو میزنی ؟! دختره اتفاقا خیلی هم خوبه . از چشماش مشخصه چقد خوش قلبه .
شوهر من با اندکی شوخی : حالا نمیتونست بگرده یه خوش قلبِ خوشگل پیدا کنه ؟!
من : همه مثه تو خوش شانس نیستن که همه ی آپشنا رو تو یکی پیدا کنن !
والا به خدا ! هرچند وقت یه بار باید یادآوری کنم من چه استثنایی تو زندگیش هستم !!
بله دیگه همه که لیمو نمیشن
+جدی منم خیلی خوشحال میشم وقتی داره استایلها به راحتی نزدیکتر میشه.
اصلا لیمو یه چیز دیگه اس و اونی که اسمش لیمو یه چیز دیگه
فول آپشن که میگند خودتی عزیزم
شرمنده میکنی دیگه
آفرین به حاضر جوابی ات....
خوشم اومد
قربونت عزیزم
وا ! جواب من کو پس ؟!
فدات شم . خیلی آپشن مندم اصلا